| تعداد نشریات | 14 |
| تعداد شمارهها | 210 |
| تعداد مقالات | 1,992 |
| تعداد مشاهده مقاله | 3,487,578 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 2,817,433 |
اثرپذیری ویژگیهای ریخت شناسی برگ و بذر بلوط از پدیده زوال (با تاکید بر جهت دامنه) | ||
| پژوهش و توسعه جنگل | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 18 مهر 1405 | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30466/jfrd.2026.57280.1819 | ||
| نویسندگان | ||
| فرحناز رشیدی* 1؛ مهدی پورهاشمی2؛ حسن جهانبازی گوجانی3 | ||
| 1موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور | ||
| 2استادپژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران | ||
| 3دانشیار پژوهش، بخش منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری، شهرکرد، ایران | ||
| چکیده | ||
| مقدمه و هدف: جنگلهای زاگرس به عنوان یکی از مهمترین اکوسیستمهای جنگلی ایران، نقش حیاتی در حفظ منابع آب و خاک، تنوع زیستی و تعادل بومشناختی منطقه ایفا میکنند. با این حال، در دهههای اخیر، پدیده زوال و خشکیدگی بلوط (Oak decline) به یکی از جدیترین چالشهای بومشناختی در این جنگلها تبدیل شده است. این پدیده که تحت تأثیر مجموعهای از عوامل تنشزای زیستی و غیرزیستی از جمله تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای پیدرپی، آفات و بیماریها و دخالتهای انسانی تشدید شده است، سلامت و شادابی پایههای بلوط ایرانی را به شدت تهدید میکند. ارزیابی مستمر شاخصهای سلامت تاج درختان و بررسی واکنشهای فنوتیپی و ریختشناسی (مورفولوژیک) آنها به شرایط محیطی، از جمله تغییرات در ابعاد بذر و سطح برگ، ابزاری کارآمد برای درک دینامیک زوال و پایش وضعیت بومشناختی رویشگاهها به شمار میرود. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مقایسهای شاخصهای سلامت و شادابی پایههای بلوط در دو منطقه جنگلی از زاگرس شمالی (شهرستان مریوان، استان کردستان) شامل رویشگاههای «گاران» و «دولهناو» انجام شده است تا روند تغییرات طی یک دوره چهارساله مورد پایش و ارزیابی قرار گیرد. مواد و روشها: این مطالعه در دو قطعهنمونه یک هکتاری در رویشگاههای جنگلی گاران (دامنه شمالی) و دولهناو (دامنه جنوبی) واقع در شهرستان مریوان انجام گرفت. در هر قطعهنمونه، یک پلات با مساحت شناور که شامل 100پایه درخت بلوط تعیین گشت. پایش سلامت تاج و اندازهگیری صفات ریختشناسی طی چهار سال متوالی (از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱) صورت پذیرفت. وضعیت شادابی و سلامت تاج درختان بر اساس درصد خشکیدگی تاج در چهار طبقه سلامت طبقهبندی شد. برای بررسی صفات ریختشناسی، از هر درخت سالانه تعداد ۲۰ برگ و ۲۵ بذر در هر جهت جمعآوری گردید. دادههای جمعآوریشده شامل مساحت برگ و ابعاد بذر بودند. برای تحلیل دادهها و مقایسه میانگینها بین سالهای مختلف و بین دو رویشگاه، پس از بررسی نرمال بودن دادهها، از آزمونهای آماری پارامتریک و ناپارامتریک شامل تحلیل واریانس یکطرفه، تحلیل واریانس دوطرفه، آزمون تی مستقل، آزمون کروسکال-والیس و آزمون من-ویتنی در سطح معنیداری (p<0.05) استفاده شد. یافتهها: نتایج این پژوهش نشاندهنده تفاوتهای معنیدار در شاخصهای ریختشناسی و سلامت تاج بین دو رویشگاه و در طی سالهای مورد بررسی بود. در بخش صفات بذر، نتایج حاکی از وجود اختلاف معنیدار بین دو رویشگاه گاران و دولهناو در هر چهار سال متوالی بود. بهطور کلی، بذرهای جمعآوریشده از رویشگاه گاران دارای ابعاد بزرگتری نسبت به رویشگاه دولهناو بودند. همچنین، بررسی روند تغییرات سالانه نشان داد که شرایط اقلیمی بهویژه خشکسالی شدید سال ۱۴۰۰ تأثیر منفی بارزی بر عملکرد تولیدمثلی درختان داشته و منجر به کاهش محسوس ابعاد بذر در این سال شده است. در بخش مساحت برگ، نتایج تحلیل واریانس دوطرفه نشان داد که اثر رویشگاه بر میانگین مساحت برگ معنیدار است؛ بهطوریکه میانگین مساحت برگ در درختان رویشگاه دولهناو بهطور کلی بیشتر از گاران بود. با این حال، تفاوت معنیداری در سطح برگ بین سالهای مختلف در داخل هر رویشگاه مشاهده نشد. در رویشگاه گاران، بیشترین سطح برگ در سال ۱۳۹۹ و کمترین میزان آن در سال خشکسالی ۱۴۰۰ ثبت شد. در مقابل، در رویشگاه دولهناو، بیشترین مساحت برگ مربوط به سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ و کمترین آن مربوط به سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ بود. افزایش سطح برگ، با نظریه «تخصیص منابع» (Resource Allocation) قابل تبیین است؛ به این معنا که درختان تحت تنش با کاهش تعداد برگ، منابع خود را صرف تولید برگهای بزرگتر برای حفظ ظرفیت فتوسنتزی میکنند. در خصوص وضعیت سلامت و شادابی تاج، آزمون کروسکال-والیس در رویشگاه گاران اختلاف معنیداری را بین طبقات مختلف سلامت نشان داد. همچنین، آزمون من-ویتنی تفاوت معنیداری در وضعیت سلامت تاج بین سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ در این رویشگاه به اثبات رساند که نشاندهنده نوسانات در شادابی درختان است. این در حالی است که در رویشگاه دولهناو، روند تغییرات سلامت تاج در طی این چهار سال از ثبات بیشتری برخوردار بود و اختلاف معنیداری بین سالهای مختلف مشاهده نگردید. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که اگرچه پدیده زوال و خشکیدگی بهطور کامل و با شدت بالا در رویشگاههای مورد مطالعه (گاران و دولهناو) مستقر نشده است، اما درختان این مناطق بهویژه در برابر نوسانات اقلیمی نظیر خشکسالی سال ۱۴۰۰ تحت تنش قرار دارند. تفاوتهای مشاهدهشده در ابعاد بذر و سطح برگ بین دو رویشگاه، نمایانگر تأثیر شرایط خرد اقلیمی (میکروکلیمایی) و جهت دامنه (شمالی در برابر جنوبی) بر استراتژیهای رشد و تخصیص منابع درختان بلوط است. واکنشهای فنوتیپی جبرانی، نظیر تغییر در سطح برگ در پایههای تحت استرس، نشاندهنده تلاش درخت برای سازگاری با شرایط نامساعد محیطی است. با توجه به اهمیت و ارزش اکولوژیک این تودههای جنگلی، پیشنهاد میشود پایشهای میدانی و ارزیابی شاخصهای سلامت تاج و صفات ریختشناسی در سالهای آتی نیز تداوم یابد. همچنین، ارزیابی دقیقتر شاخصهای بومشناختی، مطالعه عوامل محرک زوال Drivers of dieback)) و بررسی نقش عوامل تخریب انسانی برای درک بهتر مکانیسمهای زوال ضروری است. پیادهسازی برنامههای مدیریت علمی و مبتنی بر شواهد میتواند ضمن کاهش فشارهای محیطی، به ارتقای سلامت تودهها و تضمین پایداری طولانیمدت جنگلهای زاگرس کمک شایانی نماید. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زوال بلوط؛ جنگلهای زاگرس؛ سلامت تاج؛ مساحت برگ؛ تخصیص منابع | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4 |
||