| تعداد نشریات | 14 |
| تعداد شمارهها | 210 |
| تعداد مقالات | 1,992 |
| تعداد مشاهده مقاله | 3,487,578 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 2,817,433 |
بررسی اکتشافی تغییرات بار کار فیزیکی در مولفههای مختلف عملیات چوبکشی با اسکیدر چرخلاستیکی: پژوهش موردی در جنگلکاریهای غرب استان گیلان | ||
| پژوهش و توسعه جنگل | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 18 مهر 1405 | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30466/jfrd.2026.57095.1808 | ||
| نویسندگان | ||
| الهه محمدی1؛ مهرداد نیکوی* 2؛ رامین نقدی1؛ محمود حیدری3؛ پترس سایوریس4 | ||
| 1دانشگاه گیلان | ||
| 2گروه علوم جنگل، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان | ||
| 3دانشگاه علوم پزشکی گیلان | ||
| 4دانشگاه ارسطو یونان | ||
| چکیده | ||
| مقدمه و هدف: تمامی پژوهشهای پیشین در حوزهی ارزیابی بار کار فیزیکی رانندگان اسکیدر، صرفاً بهگزارش یک مقدار میانگین کلی اکتفا کردهاند و در ارتباط با تفاوت فشار فیزیولوژیک در مولفههای مجزای عملیات چوبکشی کمتر پژوهشی انجام شده است، این در حالی است که عملیات چوبکشی با اسکیدر، فرآیندی چرخهای و متشکل از شش مولفهی مجزا و متوالی (حرکت خالی، استقرار، وینچکشی، حرکت با بار، رهاسازی بار، و چیدن و دپوی چوبآلات) است و هر یک از این مولفهها، بهدلیل تفاوت در ماهیت حرکتی، اندازه ارتعاش، نیاز بهتمرکز، و تلاش فیزیکی، فشار قلبی-عروقی متفاوتی بر راننده وارد میکنند. با توجه بهاین شکاف تحقیقاتی، هدف اصلی پژوهش حاضر، معرفی و آزمون یک رویکرد روششناختی نوین مبتنی بر تحلیل تفکیکشده مولفههای عملیات چوبکشی برای ارزیابی دقیقتر بار کار فیزیکی رانندگان اسکیدر و شناسایی نقاط بحرانی فشار کاری برای مداخلات ارگونومیک هدفمند بود. مواد و روشها: این پژوهش در عرصههای جنگلکاریشده با گونه کاج تدا (Pinus taeda) در غرب استان گیلان (قطعه ۱۲ سری پیلمبرا، شهرستان رضوانشهر) انجام شد. عملیات برداشت چوب بهروش تمامدرخت و با استفاده از ارهموتوری انجام گرفت. برای عملیات چوبکشی از یک دستگاه اسکیدر چرخلاستیکی Timberjack 450C استفاده شد. یک راننده اسکیدر با سن ۵۲ سال به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کرد. برای اندازهگیری ضربان قلب از دستگاه قابلحمل Polar H10 استفاده شد که بهصورت پیوسته و در فواصل یک دقیقهای طی ۳ روز غیرمتوالی، هر روز ۸ ساعت کار خالص ضربان قلب را ثبت میکرد. ضربان قلب در حالت استراحت پس از ۱۵ دقیقه نشستن در کابین اسکیدر در حالت خاموش اندازهگیری شد. حداکثر ضربان قلب پیشبینیشده بر اساس سن راننده و با استفاده از رابطه استاندارد (۲۲۰ منهای سن) محاسبه شد. برای تعیین کمّی بار کار فیزیکی، از شاخص استاندارد درصد ذخیره ضربان قلب استفاده شد. فعالیتهای کاری راننده اسکیدر با استفاده از روش پژوهش زمان پیوسته ثبت شد و هر چرخه کامل کار چوبکشی بهشش مولفه استاندارد تقسیم شد. در مجموع، اطلاعات مربوط به۱۰۰ نوبت کاری کامل جمعآوری و زمانسنجی شد. برای مقایسه میانگین نرخ ضربان قلب بین مولفههای چوبکشی از مدل خطی اثرات مختلط و آزمون بونفرونی استفاده شد. برای بررسی رابطه بین گذشت زمان از شروع کار و تغییرات نرخ ضربان قلب، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها: در مجموع، ۱۰۰ نوبت کاری کامل چوبکشی در طول سه روز کاری (غیرمتوالی) مورد بررسی قرار گرفت. میانگین مسافت چوبکشی 97/103±32/195 متر، میانگین حجم هر نوبت 79/0±99/3 مترمکعب و میانگین تولید خالص 69/3±41/18 مترمکعب در ساعت بود. نتایج نشان داد که بیشترین میانگین نرخ ضربان قلب مربوط بهمولفه حرکت با بار با مقدار 73/97 تپش در دقیقه و کمترین مقدار مربوط بهمولفه رهاسازی بار با مقدار 34/84 تپش در دقیقه بود. میانگین کل نرخ ضربان قلب راننده در تمام مولفهها برابر12/93 تپش در دقیقه محاسبه شد. نتایج آزمون مدل خطی اثرات مختلط نشان داد که بین مولفههای مختلف عملیات چوبکشی از نظر نرخ ضربان قلب تفاوت آماری معنیداری وجود دارد. مقایسه بین میانگینها با آزمون بونفرنی نشان داد که بیشترین مقدار نرخ ضربان قلب متعلق بهمولفه حرکت با بار و کمترین مقدار آن متعلق بهمولفه رهاسازی بار است. بار کار فیزیکی راننده مورد پژوهش برابر با ۳۲ درصد محاسبه شد که بر اساس طبقهبندی استاندارد در گروه نیمهسنگین قرار میگیرد. با توجه بهمحدودیت حجم نمونه این یافتهها بهعنوان یک پژوهش اکتشافی تلقی میشوند و تعمیمپذیری آنها بهکل جمعیت رانندگان اسکیدر نیازمند پژوهشهای تکمیلی با حجم نمونه بالاتر است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که در چهار مولفه حرکت خالی، استقرار، وینچ و حرکت با بار، با گذشت زمان از شروع روز کاری، نرخ ضربان قلب افزایش معناداری پیدا میکند، این الگوی افزایشی، هرچند با فرضیه تجمع خستگی در طول روز کاری همسو است، اما عواملی مانند افزایش دمای محیط در طول روز، کاهش سطح مایعات بدن، و تغییرات احتمالی در شدت کار نیز میتوانند در این افزایش نقش داشته باشند. در مقابل، برای مولفههای رهاسازی بار و چیدن و دپوی بار، همبستگی معناداری با زمان مشاهده نشد. این عدم معناداری را نمیتوان صرفاً بهسبکتر بودن این دو مولفه نسبت داد؛ بلکه احتمالاً بهدلیل کوتاهبودن مدت زمان این مولفهها (که فرصت بروز یک روند خطی افزایشی را محدود میکند)، و یا تغییر ماهیت فعالیت (پیادهشدن راننده از کابین و انجام کارهای سبک دستی) است. برای شناسایی علت دقیق این الگوی متفاوت، انجام مطالعات تکمیلی با ثبت همزمان شاخصهای فیزیولوژیک تکمیلی توصیه میشود. نتیجهگیری کلی: این پژوهش نشان داد که بین مولفههای مختلف عملیات چوبکشی با اسکیدر از نظر بار کار فیزیکی تفاوت آماری بسیار معنیداری وجود دارد. مولفه حرکت با بار بهعنوان سنگینترین و رهاسازی بار بهعنوان سبکترین مولفه شناسایی شدند. میانگین بار کار فیزیکی کلی (۳۲ درصد) در طبقه نیمهسنگین قرار گرفت. نوآوری اصلی این پژوهش در مقایسه با مطالعات پیشین که تنها بهگزارش میانگینهای کلی بسنده کرده بودند، در تفکیک و مقایسه مولفه های مختلف عملیات است. یافتهها نشان میدهد که گزارش یک میانگین کلی، تنوع و پیکهای فشار کاری را پنهان میکند. بر این اساس، مولفه حرکت با بار بهعنوان نقطه بحرانی برای مداخلات ارگونومیک شناسایی شد. پیشنهاد میشود استراحتهای کوتاه (10-5 دقیقه) پس از هر 3-2 نوبت حرکت با بار در برنامه کاری گنجانده شود. همچنین یافته افزایش ضربان قلب با گذشت زمان، لزوم بازنگری در برنامه استراحت یکساعته وسط روز و جایگزینی آن با استراحتهای کوتاهتر و مکرر را مطرح میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ارگونومی؛ تقاضای فیزیکی؛ ظرفیت هوازی؛ کار جنگلداری؛ نرخهای ضربان قلب | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||